معنی گردوی کنک
8 بازدید
[ گَ یِ ؟ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آنچه از گردو را که مغزش به دشواری درآید گردوی کنک و سوزنی گویند. (فهرست لغات دیوان بسحاق): باز میویز فراوان به تنقل میخور آن زمان از سر گردوی کنک مغز درآر. بسحاق اطعمه (دیوان چ شیراز ص ۱۳).
کلمات همقافیه با «گردوی کنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر