معنی گردی

معنی گردی

20 بازدید
[ گِ ] (حامص) تدویر. (ناظم الاطباء). استداره. کرویت.
[ گَ ] (اِ) بدبختی و زوال جاه، همچون: پادشاه گردی و اشراف گردی. (آنندراج). || (ص نسبی) سخت باریک و نازک. سخت لطیف و نازک (جامه).
[ گُ ] (حامص) پهلوانی. دلاوری. رشادت. شجاعت : چنین گفت کز عهد شاهان داد به گردی نخوانمت خسرونژاد.فردوسی. ندیدم سواران گردنکشان به گردی و مردانگی زین نشان.فردوسی. ز مردی و گردی به ما ننگرد از این مرز کس را به کس نشمرد.فردوسی. از خاندان خویش بزرگ آمد و شریف آموخته ز اصل و گهر گردی و گوی.فرخی. به شبرنگ شولک درآورد پای گرایید با گرز گردی ز جای.اسدی. مران اژدها را به گردی و برز شنیدی که چون کوفت گردن به گرز.اسدی.
[ گُ ] (اِخ) دهی از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در ۵۰هزارگزی جنوب خاوری هرسم و جنوب خاوری شاه آباد. در دامنه قرار گرفته و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب آنجا از زه آب رودخانهٔ باقرآباد تأمین میشود. محصول آن غلات، دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. تابستان را از طریق هرسم اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «گردی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید