معنی گردان کردن
6 بازدید
[ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) به دور انداختن جام و غیره. گرداندن جام و جز آن : ساقیا پیش آر زود آن آب آتش فام را جام گردان کن ببر غمهای بی انجام را. سوزنی.
کلمات همقافیه با «گردان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر