معنی گرداندام
6 بازدید
[ گِ اَ ] (ص مرکب) فربه و مایل به تدویر. کوتاه و فربهی مطبوع. گرد و غند. مقابل درازاندام. درچیده. کُبکُب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «گرداندام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر