معنی گردان شدن
8 بازدید
[ گَ شُ دَ ] (مص مرکب) به راه افتادن. جریان یافتن. رونق گرفتن : البتگین ترکی خردمند بود و ممیز او را عزیز کرد و دیوان رسالت بدو تفویض فرمود و کار او گردان شد. (چهارمقاله).
کلمات همقافیه با «گردان شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر