معنی گردا
6 بازدید
[ گَ ] (نف) گردان. (برهان) (اوبهی). گردنده. (آنندراج). مخفف گردان است. دَوّار. دورزننده : کسی کز خدمتت دوری کند هیچ بر او دشمن شده گردون گردا.عسجدی. ما مانده شدستیم و گشته سوده ناسوده و نامانده چرخ گردا.ناصرخسرو. بنگر به چشم خاطر و چشم سر ترکیب خویش و گنبد گردا را.ناصرخسرو. || (اِ) بادبدر، و آن چوبی باشد مخروطی که طفلان بر آن ریسمان پیچند و از دست رها کنند تا در زمین گردان شود. || حجت. (برهان).
کلمات همقافیه با «گردا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر