معنی گردآوریدن
7 بازدید
[ گِ وَ دَ ] (مص مرکب) گرد آوردن. جمع کردن. جمله کردن. فراهم آوردن. گرد کردن : سپاهی که نوروز گرد آورید همه نیست کردش ز ناگه شجام.دقیقی. سپاهی از آن پس به گرد آورید بگردید و یکسر جهان را بدید.فردوسی. به کار آمد آنها که برداشتند نه گرد آوریدند و بگذاشتند. سعدی (بوستان). رجوع به گردآوردن شود.
کلمات همقافیه با «گردآوریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر