معنی گران‌سنگ

معنی گران‌سنگ

7 بازدید
[ گِ سَ ] (ص مرکب) وزین. سنگین. ثقیل : چو آن چامه بشنید بهرام گور بخورد آن گران سنگ جام بلور.فردوسی. ای هوا یافته از طبع لطیف تو مثال ای زمین یافته از حلم گران سنگ تو سنگ. فرخی. و فاضل ترین جنسش (جنس اُملَج) آن است که اشهب باشد و گران سنگ و سخت. (الابنیه عن حقایق الادویه). ترا گوسفندی از آن به بدی که یاری گران سنگ و فربه بدی. اسدی (از فرهنگ شعوری). گلش هر زمان گشت بی رنگ تر همان بار دُرّش گران سنگ تر.اسدی. چون سخت شود جنگش با بارهٔ شب رنگش کوپال گران سنگش درهم شکند مغفر. امیرمعزی. ای عجب دل سبک و درد گرانتر شودم هرچه من رطل گران سنگ سبکتر رانم. خاقانی. که در پایان آن کوه گران سنگ چمنگاهی است گردش بیشهٔ تنگ.نظامی. ز گرز گران سنگ چالشگران شده ماهی و گاو را سرگران.نظامی. || قانع. (برهان). || صابر. (برهان) (آنندراج). || کنایه از مردم با تمکین و وقار. (برهان) (غیاث). آهسته و بزرگوار و وزین : از او شخصی فروافتد گران سنگ ز بیم جان زند در کنگره چنگ.نظامی. بود چون سبزه زیر سنگ از نشو و نما عاجز زبان عرض حال ما ز تمکین گران سنگش. صائب. || قیمتی. (شعوری ص ۳۱۰): بتارک برش تاج دستور شاه ز گوهر گران سنگ و تابان و ماه. نظامی (از شعوری ص ۳۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «گران‌سنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید