معنی گرانسنج
6 بازدید
[ گِ سَ ] (ص مرکب) گران سنگ. وزین : چو شاه آن متاع گران سنج دید چو دریا یکی دشت پرگنج دید.نظامی. رجوع به گران سنگ شود.
کلمات همقافیه با «گرانسنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر