معنی گرانسلیح
6 بازدید
[ گِ سِ ] (ص مرکب) آنکه سلاح او گران بود. سنگین سلاح. شجاع. گرد. دلاور: میر بزرگ نامی گرد گران سلیحی شیر ملک شکاری شاه جهان گشائی.فرخی.
کلمات همقافیه با «گرانسلیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر