معنی گرانجنبش
6 بازدید
[ گِ جُمْ بِ ] (ص مرکب) سخت حرکت. آنکه دیر بجنبد. || دیرپرنده. دیرپرواز. پرنده ای که به کندی بپرد: شبی تیره چو کوهی زاغ بر سر گران جنبش چو زاغی کوه بر پر.نظامی.
کلمات همقافیه با «گرانجنبش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بش» برای سرودن شعر