معنی گرانچشم
5 بازدید
[ گِ چَ / چِ ] (ص مرکب) بزرگ چشم. (منتهی الارب). علی (بن ابیطالب) مردی بود معتدل قامت ضخم شکم سخت عظیم، سپید، سر و ریش بزرگ داشت چنانکه همهٔ سینه بپوشانیدی و گران چشم بود، اما نیکوروی بود و با هیئت و موی بسیار بود بر سینهٔ وی. (مجمل التواریخ و القصص). || بدچشم. (ناظم الاطباء). || مرادف ستورچشم. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرانچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر