معنی گرانجسم
6 بازدید
[ گِ جِ ] (ص مرکب) گران تن. وزین. سنگین. عظیم الجثه. || کسی که گرانی در جسم او پدید آید بر اثر بیماری.
کلمات همقافیه با «گرانجسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر