معنی گذر گرفتن
5 بازدید
[ گُ ذَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) راه بستن. سد کردن جلو راه کسی. مانع عبور شدن : چو از مشرق او [ خورشید ] سوی مغرب رسد ز مشرق شب تیره سر برکشد نگیرند مر یکدگر را گذر نباشد از این یک روش راست تر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گذر گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر