معنی گذار آمدن
5 بازدید
[ گُ مَ دَ ] (مص مرکب) عبور کردن. گذشتن. کارگر شدن : نه تیر و نه نیزه گذار آیدش بر او هیچ زخمی نه کار آیدش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گذار آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر