معنی گذار

معنی گذار

5 بازدید
[ گُ ] (اِمص) ریشهٔ فعل گذاردن. گذاشتن. || عبور. مرور. گذشتن : هم به چنبر گذار خواهد بود این رسن را اگرچه هست دراز.رودکی. اگر خود بهشتی وگر دوزخی است گذارش سوی چینود پل بود.اورمزدی. یکی کوه بینی در آن مرغزار که کرکس نیابد بر او بس گذار.فردوسی. اگر شهریاری وگر هوشیار تو اندر گذاری و او پایدار.فردوسی. همی تا بگردد فلک چرخ وار بود اندرو مشتری را گذار.فردوسی. برآمد ز هر سوی در رستخیز ندیدند جای گذار و گریز.فردوسی. با دولتی است باقی و با نعمتی تمام با همتی که وهم نیارد بر او گذار.فرخی. بدانی که انگیزش است و شمار همیدون به پول چنیود گذار.اسدی. چو پولی است این مرگ کانجام کار بر این پول دارند یکسر گذار.اسدی. بینی آن باد که گویی دم یارستی یاش بر تبت و خرخیز گذارستی. ناصرخسرو. آن عجابیها که آن جایگاه است بینم آنگه از آن جانب بازگویم و گذار ما، هم بر تو باشد. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ سعید نفیسی). و گذار او بر در باغ بود و شاه بر در باغ ایستاده بود. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ سعید نفیسی). هرگه که باد بر تو وزد گویم ای عجب قلزم به جنبش آمد و جوید همی گذار. خاقانی. از این سیلگاهم چنان ده گذار که پل نشکند بر من از رودبار.نظامی. دی در گذار بود و سوی ما نظر نکرد بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر. حافظ. گذار بر ظلمات است خضر راهی کو مباد کآتش محرومی آب ما ببرد.حافظ. گذار عارف و عامی به دار می افتاد اگر برای مجازات چوب داری بود. ؟ (امثال و حکم دهخدا). || (اِ) معبر. گذرگاه : ای حقه یْ نابسوده مروارید اژدها بر گذار تو به کمی .خسروی. گذارش پر از نره دیوان جنگ همه رزم را ساخته چون پلنگ.فردوسی. همیشه گذار سواران بود ز دیوان شه کارداران بود.فردوسی. چو ابر آمد تو با بارانش مستیز بزودی از گذار سیل بگریز. (ویس و رامین). تو بودی بند و داس دامدارم نهادی دام و داست بر گذارم. (ویس و رامین). به پول چنیود که چون تیغ تیز گذار است و هم نامه و رستخیز. اسدی (گرشاسب نامه). || (اِمص) تجاوز کردن و سر پیچیدن : بدو گفت قیصر که ای شهریار ز فرمان یزدان که یابد گذار؟فردوسی. ز دیو ایمنی وز فرشته نوید ز دوزخ گذار و به فردوس امید. اسدی (گرشاسب نامه چ یغمایی ص ۳). || برش : مبین نرمی پشت شمشیر تیز گذارش نگر گاه خشم و ستیز.اسدی. - آهن گذار؛ گذرندهٔ از آهن. از آهن عبورکننده. آهن سوراخ کن : مرا تیر و پیکان آهن گذار همی بر برهنه نیاید به کار.فردوسی. شماره سپاه [ افراسیاب ] آمدش صدهزار همه شیرمردان آهن گذار.فردوسی. رجوع به مدخل آهن گذار در ردیف خود شود. - جوشن گذار؛ جوشن خای و جوشن گسل : بزد اسب با نامداران هزار ابا نیزه و تیر جوشن گذار. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۳۸۰). پیاده صفی از پس نیزه دار سپردار با تیر جوشن گذار. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۱۲۸). - خنجرگذار؛ جنگی که با خنجر جنگ کند. دلیر: ز بس نیزه و تیغ زهر آبدار همی تیره بد چشم خنجرگذار.فردوسی. به برسام فرموده تا ده هزار نبرده سواران خنجرگذار.فردوسی. ز گرشاسب تا نیرم نامدار سپهدار بودند و خنجرگذار.فردوسی. چنین گفت کای نامداران من دلیران و خنجرگذاران من. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۱۲۲۰). آهنین رُمحش چو آید بر دِل پولادپوش نه منی تیغش چو آید بر سر خنجرگذار. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۲۸). - دل گذار؛ گذرنده از دل : مرا خنجر چو ابر زهربار است ترا غمزه چو تیر دل گذار است. (ویس و رامین). - ره گذار؛ رهگذر. گذرگاه : دانی کدام خاک برورشک میبرم آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست. سعدی (بدایع). - کوه گذار؛ کوه سپرنده : در زمانه ز گفته های من است شعر هامون نورد و کوه گذار.مسعودسعد. - نیزه گذار؛ نیزه دار که با نیزه جنگ کند: چو طوس و چو گودرز نیزه گذار چو گرگین و چون گیو گرد سوار. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۴۲۲). کدام است مرد از شما نامدار جهان دیده و گرد و نیزه گذار.فردوسی. ترکیب ها: - آسان گذار. انجیره گذار. خانه گذار. خطگذار. خطی گذار. دریاگذار. راه گذار. روزگذار. سندان گذار. سندان سینه گذار. فروگذار. فروگذار کردن. قانون گذار. گاوگذار (بسفر). گوش گذار. لشکرگذار. مین گذار. نامه گذار. واگذار. واگذار کردن. ورگذار. هامون گذار. رجوع به این مدخل ها در ردیف خود شود.

کلمات هم‌قافیه با «گذار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید