معنی گاو کار
5 بازدید
[ وِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گاوی که زمین بدان شیار کنند. (برهان) (آنندراج). گاوورز. ورزه گاو. (جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرا): بکاهد تن اسب و زور سوار نماند هنر در تن گاو کار. بهرام زردشت (از آنندراج). رجوع به گاو شود.
کلمات همقافیه با «گاو کار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر