معنی گاو قربانی
4 بازدید
[ وِ قُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گاوی که او را قربان کنند. گاوی که آن را در راه خدا کشند: مرد قصاب از آن زرافشانی صید من شد چو گاو قربانی.نظامی.
کلمات همقافیه با «گاو قربانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر