معنی گاو گردون
7 بازدید
[ وِ گَ ] (اِخ) کنایه از برج ثور است و آن برج دوم از جملهٔ دوازده برج فلکی است. (برهان). برج ثور که در آن ستاره ای است و بجای چشم ثور واقع شده. (آنندراج). برج ثور که دبران باشد، در آن ستاره ای است و بجای چشم ثور واقع شده. (انجمن آرا). گاو فلک، نام پیکری از صور کواکب : هر آن کس که آن زخم شمشیر دید خروشیدن گاو گردون شنید.فردوسی. همان گاو گردون هزار از نمک بیارند تا بر چه گردد فلک. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۹ ص ۲۹۸۸). ثور و حمل گیاچر ریاضش و حوت و سرطان شناور حیاضش، {aگاو گردون a} بر کهکشان چون گاو گردون در وی نعمت نشان. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی چ اقبال ص ۱۰). || (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گاوی که به گردون شیار بندند. گاوی که بر عرابه بندند: بفرمود تا گاو گردون برند سر گرگ از آن بیشه بیرون برند. فردوسی. چهل گاو گردون ز زر بار کرد دو صد دیگر از دیبه انبار کرد. (گرشاسب نامه ص ۴۰۳). ثور و حمل گیاچر ریاضش و حوت و سرطان شناور حیاضش، گاو گردون بر کهکشان چون {aگاو گردون a} در وی نعمت نشان چرخ هفتم از جیّ قطری و بحر قلزم از زندرود قطری. (ترجمهٔ محاسن اصفهان چ اقبال ص ۱۰). چون بالش ها حاضر کردند پیر تیرتراش از حمل آن عاجز آمد، بخندید و فرمود که گاو گردون نیز بیاورند تا بار کرد و بازگشت. (جهانگشای جوینی). - امثال: زور بر گاو و ناله بر گردون.
کلمات همقافیه با «گاو گردون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر