معنی گال دادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) فریب دادن. بازی دادن : تا جماعت مژده میدادند و گال کای فرج بادت مبارک اتصال. مولوی (از برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «گال دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر