معنی کیومرت
6 بازدید
[ کَ مَ ] (اِخ) اول کسی است از فرزندان آدم علیه السلام که پادشاه شد. پیوسته در کوه گشتی و پوست پوشیدی. و با ثای مثلثه هم می گویند که کیومرث باشد، و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است و اصح آن است. (برهان). نخستین کسی از فرزندان آدم که پادشاه شد و آن اولین پادشاه سلسلهٔ پیشدادیان است. (ناظم الاطباء). رجوع به گیومرت و مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «کیومرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر