معنی کیول

معنی کیول

6 بازدید
[ کَ یْ یو ] (ع اِ) صف اخیر در حرب. (از منتهی الارب) (آنندراج). آخرین صف در رزمگاه. (ناظم الاطباء). آخرین صفهای جنگ. (از اقرب الموارد). || (ص) مرد بددل. (منتهی الارب) (آنندراج). مرد بددل و ترسو. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) زمین بلند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قسمتی از زمین که بلند و برآمده باشد. (از اقرب الموارد). || بهتر و برگزیده از هر چیزی. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || برادهٔ سیم و زر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سبوس. (ناظم الاطباء). پوستهٔ گندم و جو و مانند آن. (از اقرب الموارد). || خس و خاشاک. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «کیول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید