معنی کینخواهی
6 بازدید
[ خوا / خا ] (حامص مرکب) انتقام جویی. (فرهنگ فارسی معین). خونخواهی. دشمنی. خصومت : آنچه به کین خواهی از تو آید فردا نه ز قباد آمد ای ملک نه ز بهمن.فرخی. چو کین خواهی ز خسرو کرد بهرام ز کین خسروان خسرو شدش نام.نظامی. ز کین خواهی کید پرداختم چو شد دوست با دوست درساختم.نظامی. و کین خواهی عترت نبوی را نصرت داده. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۷۱). رجوع به کین خواه و کین خواستن شود.
کلمات همقافیه با «کینخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر