معنی کینخواه
6 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) کین خواهنده. انتقام جوینده. (فرهنگ فارسی معین). انتقام گیرنده. کینه جو. انتقام کشنده : وگر خون او را بریزی به دست که کین خواه او در جهان ایزد است. فردوسی. به تدبیری چنین آن شیر کین خواه رعیت را برون آورد بر شاه.نظامی. رجوع به کین خواستن شود.
کلمات همقافیه با «کینخواه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر