معنی کوهتوان
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) دارای قوت و قدرت کوه. پرزور. (از فرهنگ فارسی معین): مرکبان کوه توان بر مثال کشتیهای گران در آن دریا سیاحت می کردند. (جوامع الحکایات از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوهتوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر