معنی کوهج
6 بازدید
[ هِ ] (اِ) آلوی کوهی را گویند و به عربی زعرور خوانند و درخت آن را عوسج می گویند. (برهان) (آنندراج). زالزالک و کیل کوهی که به تازی زعرور و درخت آن را عوسج گویند. (ناظم الاطباء). در مخزن الادویه «کوهنج» اسم فارسی زعرور است... «کوهی» و «کوهیج» به فارسی زعرور جبلی است. «کویج» و «کویژ» اسم فارسی زعرور احمر بستانی است، و نزد بعضی کویژ به زای فارسی به معنی مطلق زعرور است. در تحفهٔ حکیم مؤمن «کویج»، اسم فارسی زعرور است ظاهراً اصل کلمه کوهیج، کوهیک (MMM کوهی، جبلی) و صفت است و کویج و کوهج مخفف آن است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به کوهیج شود.[ هِ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش بستک که در شهرستان لار واقع است و ۱۱۳۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «کوهج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هج» برای سرودن شعر