معنی کوشش نمودن
8 بازدید
[ شِ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) کوشش کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به کوشش کردن شود.
کلمات همقافیه با «کوشش نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر