معنی کوسیاد
6 بازدید
(اِ) سنگ سیاهی باشد که سوهان در آن کار نکند و چون در آب گذارند ماهیان بر آن جمع شوند. گویند مکلس آن را یعنی سوختهٔ آن را با آهن ضم کنند سیماب را منعقد سازد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کوسیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر