معنی کوسیان
8 بازدید
[ کُسْ سیا ] (اِخ) کوسی ها. کشو. کاسو. کاسی. کیسی. کوسی. کاس سیت . و رجوع به کاسیان در همین لغت نامه و ایران باستان ج ۲ صص ۱۹۰۷-۱۹۰۹ شود.
کلمات همقافیه با «کوسیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر