معنی کهتری کردن
6 بازدید
[ کِ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) بندگی و چاکری کردن. اطاعت و فرمانبرداری کردن. خدمتگزاری کردن : چو خواهی که فردا کنی مهتری مکن دشمن خویش را کهتری. سعدی (بوستان). رجوع به کهتری شود.
کلمات همقافیه با «کهتری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر