معنی کنگار
5 بازدید
[ کَ / کُ ] (اِ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). ماری که تازه پوست افکنده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کنگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر