معنی کنغاله
5 بازدید
[ کَ لَ / لِ ] (اِ) خواستن و خواستگاری کردن باشد عموماً و زن خواستن باشد خصوصاً. (برهان). خواستگاری و خواستگاری زن. (ناظم الاطباء). کنغال. در برهان گفته به فتح بر وزن بنگاله به معنی خواستن و خواستگاری و... او اقتفا به جهانگیری کرده و جهانگیری در تحقیق معانی مسامحه... نموده. (انجمن آرا) (آنندراج). || درخواست و طلب. (ناظم الاطباء). || (ص) زن فاحشه و قحبه را نیز گویند. (برهان). کنغال در برهان گفته... زن فاحشه و قحبه. (انجمن آرا) (آنندراج). روسپی و فاحشه و قحبه. (ناظم الاطباء). کنغال. از: کن MMM کنیز +غاله (پساوند تصغیر). فاحشه. روسپی. و رجوع به کنغالگی شود. (فرهنگ فارسی معین). || بخیل و ممسک. (برهان). بخیل و لئیم و ممسک. (ناظم الاطباء). در برهان گفته... بخیل و ممسک. (انجمن آرا) (آنندراج). || جماش. آنک پنهانک دوست را بیند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || بهادر و پهلوان. (ناظم الاطباء). || (اِ) بخیلی. (برهان). || بخل. (ناظم الاطباء). || قحبگی. (برهان) (ناظم الاطباء). || زنا و زناکاری. || طمع و حرص. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کنغاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر