معنی کندور
5 بازدید
[ کُ ] (اِ) کندر و مصطکی. (ناظم الاطباء). علک. کندر. مزدکی. (زمخشری).[ ] (اِ) کنور. کندو. کندوله. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کندور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر