معنی کندوخانه
6 بازدید
[ کَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) شان عسل. (آنندراج). کندوی زنبور عسل. (ناظم الاطباء). || ظرفی که در آن دوغ ریزند و به هم زنند تا مسکهٔ آن جدا گردد. (ناظم الاطباء). || سبد کوچک. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کندوخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر