معنی کنجکاوی
6 بازدید
[ کُ ] (حامص مرکب) تفحص و تلاش و دقت و غور و امعان. (غیاث) (آنندراج). تفحص دقیق. غوررسی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کنجکاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر