معنی کنجکاوانه
5 بازدید
[ کُ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) بطور کنجکاو. متفحص وار: کنجکاوانه همه جا را وارسی کرد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کنجکاوانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر