معنی کنانه

معنی کنانه

6 بازدید
[ کَ نَ / نِ ] (ص) کهنه باشد که در مقابل نو است. (برهان). کهنه شده، ضد نو. (انجمن آرا) (آنندراج) (از فرهنگ رشیدی). کهنه، ضد نو و فرسوده. (ناظم الاطباء): هر روز بدار حرف شاهانه از مال کنانه وز مال نو.سوزنی. بخشد به مروت و نه اندیشد از مال کنانه وز مال نو.سوزنی. خود سال دگر چو نو شود سازد از شعر کنانه دستمال نو. سوزنی. به روزگار تو نو شد ز سر جهان کهن کنانه گر شود آن هم به روزگار تو باد. کمال الدین اسماعیل. سپاس و شکر تو از من عجب نباشد از آنک که هر چه هست ز تست از نو و کنانهٔ من. سیف اسفرنگ.

کلمات هم‌قافیه با «کنانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید