معنی کناندن
6 بازدید
[ کُ دَ ] (مص) کنانیدن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کنانیدن شود.
کلمات همقافیه با «کناندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر