معنی کنارنگیان
5 بازدید
[ کُ رَ ] (اِخ) خاندانی در خراسان در دوران سامانیان که بزرگ آنان ابومنصور محمدبن عبدالرزاق طوسی بود. و رجوع به سبک شناسی بهار ج ۱، ص ۱۶۵ و ۲۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «کنارنگیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر