معنی کمر کشیدن
6 بازدید
[ کَ مَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) عبارت از استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و ترقی نمودن از آن. (آنندراج). استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن. (فرهنگ فارسی معین): کمر بر کلاه فریدون کشیدسر تخت بر تاج گردون کشید. نظامی (از آنندراج). و رجوع به کمر و کمرکش در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «کمر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر