معنی کمر گسستن
5 بازدید
[ کَ مَ گُ سَ تَ ] (مص مرکب) معروف و مرادف کمر گشادن. (آنندراج). کمر گشادن. (فرهنگ فارسی معین). گشادن کمربند از کمر: غلطسنجان عامی دشمنانند کمر در صحبت اغیار مگسل. نظیری نیشابوری (از آنندراج). - کمر کسی یا چیزی را گسستن؛ حشمت و قدرت وی را گرفتن. نشانهٔ بزرگی و مقام را از وی بازستدن : قدر تو چرخ را ربوده کلاه حلم تو کوه را گسسته کمر. ظهیرفاریابی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کمر گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر