معنی کمر سخت کردن
5 بازدید
[ کَ مَ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) استوار بستن کمربند بر میان. کمربند را محکم بر میان بستن انجام دادن کاری را: برآمد چو خورشید بالای تخت فلک در غلامی کمر کرده سخت.نظامی.
کلمات همقافیه با «کمر سخت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر