معنی کمر دزدیدن
6 بازدید
[ کَ مَ دُ دی دَ ] (مص مرکب) از عالم سر دزدیدن. (آنندراج). کنایه از خود را کنار کشیدن. سر دزدیدن. (فرهنگ فارسی معین). شانه از زیربار خالی کردن : صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کمر دزدیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر