معنی کلکلان
6 بازدید
[ کُ کُ لْ لا ] (اِ) کسی که صرفه جویی خانه را به وی واگذار کرده باشند. (ناظم الاطباء). کسی که اقتصاد خانه به او واگذار شده باشد. (از اشتینگاس). || کسی که هر کاری را مرتکب گردد. (ناظم الاطباء). || بزرگ خانه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کلکلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر