معنی کلاهدار
3 بازدید
[ کُ ] (نف مرکب) آنکه کلاه بر سر دارد. (فرهنگ فارسی معین). دارندهٔ کلاه. || کنایه از پادشاه. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از برهان). کنایه از پادشاه. سلطان. (فرهنگ فارسی معین). تاجدار. و رجوع به کلاه و کلاهداری شود.
کلمات همقافیه با «کلاهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر