معنی کلاهخود
5 بازدید
[ کُ ] (اِ مرکب) کله خود. خود. کلاهی از آهن، فولاد یا فلز دیگر که سپاهیان بر سر گذارند. مغفر. (فرهنگ فارسی معین). پوششی از چرمهای مخصوص و پخته شده یا از فلز برای محافظت سر و گردن و گاه صورت جنگجویان. کاسک . (از لاروس). و رجوع به کلاه و کلاخود و خود و کله خود و مغفر شود. <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۴۶۸۰۱>...
کلمات همقافیه با «کلاهخود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر