معنی کفاءة
6 بازدید
[ کَ ءَ ] (ع مص) همتا و مانند شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). همتا گشتن و مانند شدن. (ناظم الاطباء). حالتی که در آن چیزی با چیزی دیگر برابر و مساوی باشد. (از اقرب الموارد).مانند همدیگر شدن دو قوم. (غیاث) (آنندراج). || نظیر و مانند بودن زوج برای زوجه. (از تعریفات جرجانی) (از اقرب الموارد). در نکاح، آن است که زوج از جهت حسب و دین و نسب و خانه وجز آنها با زوجه برابر باشد. (ازتاج العروس). در اصطلاح فقه، هم کفو بودن زن و شوی است و آن تساوی در شش امر است: ۱- نسب ۲- اسلام ۳- حرفه ۴- حریت ۵- دیانت ۶- توانایی مرد برای نفقه داد بزن. (از فرهنگ علوم سجادی). و رجوع به کفاءت شود.[ کَ ءَ ] (ع اِ) پاداش. کفاء. (از منتهی الارب) (آنندراج). پاداش و جزا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کفاءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر