معنی کشکان
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) قریه ای بوده است سه فرسنگی میانهٔ جنوب و مشرق آباده. (از فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «کشکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر