معنی کشورگشایی
5 بازدید
[ کِ شْ وَ گُ ] (حامص مرکب) فتح. کشورگیری. غلبه برمملکت دیگری. (ناظم الاطباء): سریرش باد در کشورگشایی وثیقت نامهٔ کشورخدایی.نظامی. نخستین در از پادشایی زنم دم از کار کشورگشایی زنم.نظامی. ز شمشیر پولاد چون شیر مست به کشورگشایی کلیدی به دست.نظامی.
کلمات همقافیه با «کشورگشایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر