معنی کشورخدیو
6 بازدید
[ کِ شْ وَ خَ وْ ] (اِ مرکب) خدیو کشور. صاحب کشور. پادشاه کشور. سلطان کشوردار: یکی زشت را کرد کشورخدیو کش از کتف مار است و از چهر دیو.اسدی.
کلمات همقافیه با «کشورخدیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر